|
|
|
||||
|
يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبرالليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال باز هم تغيير ساعت سلام به همه سال نو مبارك هر چند يه چند ساعتي تا تحويل سال باقي مونده ولي از الان تا سر سال ديگه ميشه تبريك گفت مي خواستم فردا بيام عيد و تبريك بگم ولي خب با خودم گفتم شايد وقت نكنم اين شد كه الان اينجام . حتما شنيديد كه فردا ساعت رسمي كشور يك ساعت به جلو كشيده مي شود در همين راستا ما و گروهي از دوستان تحقيقاتي انجام داديم و به اين نتايج رسيديم: 1) رئيس جمهور احمدي نژاد قدش بلندتر شده و بر خلاف سال قبل كه نتونست ساعت و بكشه جلو اين بار مي تونه و مي خواد اين رو ثابت كنه . 2) گروهي معتقدند كه احمدي نژاد براي اين كار نردبان خريده . 3) احتمال مي ره كه ساعت ديواري خونشون رو بعد از خونه تكوني پايين تر گذاشته باشن . 4) عده اي هم بر اين باورند كه پسر احمدي نژاد بزرگ شده و بر خلاف باباش دستش به ساعت مي رسه . 5) ممكنه يك نفر رو استخدام كرده باشه تا اين كارو براش انجام بده . 6) ممكنه از ساعت رو ميزي به جاي ساعت ديواري استفاده بكنند . 7) بعد از امتحان كردن هر دو صورت به اين نتيجه رسيدن كه قديمي ها يه چيزي مي دونستن كه اين كار و مي كردن و ساعت و مي كشيدن جلو پس ما هم دوباره همين كار رو مي كنيم . 8) يه سري ديگه هم به اين نتيجه رسيدن كه ساعت خونه رئيس جمهور خرابه و هراز چندي يه دقيقه مي ره جلو و فردا صبح جمع اين يه دقيقه ها ميشه يك ساعت پس بايد ساعت رسمي كشور رو يه ساعت جلو كشيد . نظر تني چند از همشهريان در باب تغيير ساعت : مينا (خودم) : من با قسمتي از قضيه موافقم چون اين طوري فيلم هاي تلويزيون و زودتر نشون مي دن و من مي تونم اون ها رو ببينم و وسط فيلم خوابم نبره . مامان مينا : من كه ساعت خونه رو هيچ وقت جلو و عقب نمي كشم چون اين طوري زمان رو گم مي كنم . خواهر مينا : واي اين طوري بايد زودتر از خواب بيدار بشيم . اگر شما هم در اين مورد به تلاش و تكاپو افتاده و تحقيقاتي را انجام داده ايد حتما داخل صندوق انتقادات و پيشنهادات بيندازيد تا ابهامات ساعت برطرف شود . باز هم عيد همگي مبارك تا سال آينده (87) خداحافظ .
+
نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 23:14 توسط مینا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوستم را گم كرده ام اي نگهبان باغ گل ها آيا او را ديده اي ؟ از دوستت چه نشان داري؟ تنها نشانم از او رنگ چشمانش بود به چه رنگ ؟ به رنگ شب هاي كوير نام دوستت چه بود ؟ دوست من در نام نمي گنجد او زيبا بود مهربان و عاشق پاييز آري او را ديده ام كنار نيمكت وسط باغ انتظار مي كشيد از او پرسيدم به انتظار چه نشسته اي؟ گفت منتظرم تا پرنده ي زيبا بالم بيايد و با هم روي برگ هاي خشك شده ي پاييزي قدم بزنيم از كدام مسير به او برسم اي نگهبان باغ گل ها چشمانت را ببند و برو درختان تو را هدايت خواهند كرد !!!
+
نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 12:12 توسط مینا
|
|
|||||
|
|||||