تبليغاتX
باغ گل های من

 

زندگی قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند فروختی ؟ گفت نخریدند تمام شد !!!

 

من بهش می گم بی ربط ولی بقیه بهش می گن پی نوشت حالا هر چی دوست دارید بخونید :

بی ربط ۱) بابت تاخیر زیادم معذرت می خوام کامپیوترم احتیاج به تعمیرات درست و حسابی داره از نظر نرم افزاری خودم درستش کردم ولی احتیاج به تعویض های سخت افزاری هم داره .

بی ربط ۲) می خواستم این پست فقط همین یه جمله باشه ولی نیاز به توضیحات دیگه ای بود که در قالب بی ربط و با ربط و پی نوشت  و اینجور چیز ها گفته شد .

بی ربط ۳) به نظر شما زندگی چیست ؟؟ می دونم جمله های خیلی قشنگی خواهد بود که شاید فقط در قالب جمله باشه ولی بعضی جمله های دیگه مثل اونی که خودم نوشتم یه حقیقت انکار ناپذیر !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 10:48  توسط مینا  | 

راز موفقيت در زندگي

كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود ، براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك  قهرمان جودو بسازد!

استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاهها ببيند. در طول شش ماه استاد فقط روي بدن سازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد. بعد از شش ماه خبر رسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار مي شود . استاد به كودك ده ساله فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روي آن تك فن كار كرد. سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان ، با آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد ! سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاهها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود . وقتي مسابقات به پايان رسيد ، در راه بازگشت به منزل ، كودك از استاد راز پيروزي اش را پرسيد. استاد گفت : " دليل پيروزي تو اين بود كه اولا به همان يك فن به خوبي مسلط بودي. ثانيا تنها اميدت همان يك فن بود. و سوم اينكه تنها راه شناخته شده براي مقابله با اين فن ، گرفتن دست چپ حريف بود، كه تو چنين دستي نداشتي ! ياد بگير كه در زندگي ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده كني. راز موفقيت در زندگي ، داشتن امكانات نيست ، بلكه استفاده از "بي امكاني" به عنوان نقطه قوت است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 0:0  توسط مینا  | 

 

 

2*2=؟

مي دانيم -12=-12  مي باشد اين تساوي را به فرم زير مي توان نوشت :

 

9-21=16-28 → +(49/4) → 9-21+(49/4) = 16-28 +(49/4) →

9-2*3*(7/2) +(49/4) = 16-2*4*(7/2) +(49/4) →

→ (3-(7/2))^2 = (4-(7/2))^2 جذر از طرفين  3-(7/2) = 4-(7/2)

→ +(7/2) → 3-(7/2)+(7/2) = 4-(7/2)+(7/2) → 3+0=4+0 → 3=4

  به عبارت ديگر → 2*2=3

 

كسي با تساوي بالا مشكل داره ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 23:33  توسط مینا  | 

عروسك كوكي

بيش از اينها ؛ آه ، آري

بيش از اينها مي توان خاموش ماند

مي توان ساعات طولاني

با نگاهي چون نگاه مردگان ثابت

خيره شد در دود يك سيگار

خيره شد در شكل يك فنجان

در گلي بيرنگ  بر قالي

در خطي موهوم بر ديوار

مي توان با پنجه هاي خشك پرده را يكسو كشيد و ديد  

در ميان كوچه باران تند مي بارد

كودكي با بادبادكهاي رنگينش ايستاده زير يك طاقي

گاري فرسوده اي ميدان خالي را

با شتابي پر هياهو ترك مي گويد

مي توان بر جاي باقي ماند

در كنار پرده اما كور، اما كر ...

مي توان فرياد زد با صدايي

 سخت كاذب سخت بيگانه "دوست مي دارم"

مي توان با زيركي تحقير كرد هر معماي شگفتي را

مي توان تنها به حل جدولي پرداخت

مي توان تنها به كشف پاسخي بيهوده دلخوش ساخت

پاسخي بيهوده آري پنج يا شش حرف

مي توان چون صفر در تفريق و جمع و ضرب

پاسخي پيوسته يكسان داشت

مي توان چشم تو را در پيله ي قهرش

دكمه بيرنگ كفش كهنه اي پنداشت

مي توان چون آب در گودال خود خشكيد  

مي توان زيبايي يك لحظه را با شرم

مثل يك عكس سياه مضحك فوري

در ته صندوق مخفي كرد

مي توان در قاب خالي مانده يك روز

نقش يك محكوم  يا مصلوب يا مغلوب را آويخت

مي توان با صورتك ها لختي ديوار را پوشاند

مي توان با نقش هايي پوچ تر آميخت

مي توان چون عروسك هاي كوكي بود

با دو چشم شيشه اي دنياي خود را ديد

مي توان در جعبه اي ماهوت

با تني انباشته از كاه

 سال ها در لابه لاي تور و پولك خفت

مي توان با هر فشار هرزه دستي

بي سبب فرياد كرد و گفت

"آه من بسيار خوشبختم"

                                                          "فروغ فرخزاد"

در ادامه بحث هاي رياضي و معلم گونه در پست بعدي مي خوام بگم ؟= 2*2

نظراتتان را در مورد جواب 2*2 بگيد شايد حق با شما باشه .

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 0:6  توسط مینا  |